خواف شریف
دایره المعارف خواف شناسی 
قالب وبلاگ
لینک های مفید
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (6)

فعالیت های علمی حضرت مولانا خواجه شمس الدین مطهری(ره)

همان طور که قبلا مرقوم گردید، تمام وقت حضرت مولانا و توان و تلاش ایشان مصروف تربیت و تعلیم طلاب(با توجه به کم بودن مدرس و حتی در اوایل تنها بودن خود ایشان) پاسخگویی به مسایل شرعی مردم، افتاء، قضاوت، رسیدگی به امورات اجتماعی، اخلاقی و تربیتی مردم می گردید؛ تا جایی که بسیاری اوقات از شهرستان های دیگر علاوه بر شهر خواف و روستاهای تابعه، استفتائات به خدمت ایشان می رسید تا فتوا صادر فرمایند و فتوای ایشان مورد قبول خاص و عام و اطمینان بخش قلوب بود.

✔️علاوه بر آن سعی می نمودند مخارج خانه خویش را نیز از دسترنج خود کسب نمایند. بسیاری اوقات بعد از ظهر ها به روستای تیزاب ـ زادگاه خویش ـ رفته و به امورات کشاورزی می پرداختند. بدین سبب چندان فرصتی برای تألیف و تصنیف باقی نماند. با این حال علاوه از خدمات چشمگیر فوق و تربیت علمایی والامقام در علم و ادب و فارغ التحصیلانی لایق در سال ۱۳۴۱ هـ.ش رساله ای در «احکام شیرخوارگی» که در آن زمان بسیار مورد سؤال بود، تألیف و نیز به دستور ایشان کتاب «خلاصه المسائل» که مشتمل بر احکام و مسایل شرعی می باشد، تألیف و تدوین گردید.


ادامه دارد.......


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 15:33 ] [ ]

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (7)

خصوصیات اخلاقی حضرت مولانا مطهری(ره)

✔️حضرت مولانا مطهری (ره) بسیار متواضع، صبور، حلیم و رئوف بود. وی اسوه و الگوی بسیار خوبی در زهد و تقوا، صبر و استقامت، وقار و متانت و دارای فضائل و کمالات کامل و بلند اخلاقی و نمونه بارزی از اتباع سنت و یادگار خوبی از اسلاف و مشایخ عظام بود.

مولانا مطهری(ره) با هرکس طوری برخورد می کرد که آن شخص خیال می کرد محبوب ترین اشخاص نزدش می باشد. از ریا، سمعه، شهرت طلبی و زرق و برق های دنیا به شدت متنفر بود تا جایی که مدت ها اجازه نمی داد برای حوزه علمیه تابلویی نصب کنند. در جلسات دینی و مراسم دستاربندی تأکید می فرمود: اسم مرا عنوان نکنید و به مدرسین که شاگردان آن حضرت بودند ، توصیه می فرمود: «شما برای خدا کار کنید؛ لازم نیست خدمات را مطرح و به رخ انسان ها بکشید؛ کار برای خدا باشد، ناصر و معین حقیقی اوست و دل های همه به دست اوست و اگر او راضی باشد، کار ارزش دارد و گر نه هیچ فایده ای ندارد.»

ایشان برای سازندگی بیشتر شاگردان، آن ها را علاوه بر پای بندی به فرایض، برای توفیق بیشتر و تزکیه درونی به نوافل ترغیب می فرمود. یکی از شاگردان که اکنون واعظ شهر تایباد و معروف به «حافظ جی» می باشد، می گوید: من زمانی به محضر آن حضرت عرض نمودم ؛ مردم بعد از سخنرانی هایم برایم هدیه می فرستند ، چه کنم که عملم در مقابل آن قرار نگیرد و بی اجر نشود؟ فرمود: هر چه بیشتر در نوافل و ذکر و تلاوت بکوش، روزه نفلی بگیر و نمازهای نافله بیشتر بخوان.

مولانا مطهری(ره) از حد اعلای اعتدال و انصاف برخوردار بود و از نکوهش و عیب جویی دیگران پرهیز می نمود و در حل و فصل مسایل دینی قاطع و پر صلابت و از لحاظ عبادت بسیار ریاض و شب زنده دار بود و نمونه علم و عمل و اخلاص و تقوا و الگوی خوبی برای دیگران بود. لباسش بسیار ساده بود. گاه در مجالس لازم مانند اعیاد عباء بر تن داشت و گاه با پالتو وارد حوزه علمیه می شد و با عصایی که در دست داشت، از دور همه کس را به خود خیره می کرد و نور جبین و هیبت خدادادیش، همه را به حیرت وا می داشت. در عین حالی که هیچ به خود نمی اندیشید و بسیار شکسته و ساده راه می رفت، اما از نظر بیننده شکوه و عظمت و جبروت خاصی داشت. گویا لشکری از فرشتگان او را همراهی می کنند. گاه با واسکت مقداری علف زیر بغل داشت و تعدادی گوسفند را از باغی که در داخل شهر داشت، به طرف خانه می راند که اگر کسی آن بزرگوار را نمی شناخت، نمی دانست که آیا یک عالم دین و پیشوای مذهبی و استاد چندین مدرس است، یا یک کشاورز و دامدار ساده است.

مولانا مطهری(ره) در امر حوزه علمیه بسیار مقید و با فکر بود و همیشه به شدت احساس مسؤولیت الهی می کرد؛ گویا حساب قیامت برپا شده است و می خواهند در این مورد از وی سؤال نمایند. گاه بی اختیار از زبان مبارکش عباراتی از این قبیل صادر می شد: من چگونه جواب خدا را بدهم؟ اگر ریزه ی نانی می دید، چهره اش دگرگون می شد؛ آن را بر می داشت و با خود می گفت: این ها زکات، صدقات و انفاق مردم است که طلاب بخورند و علم دین بیاموزند؛ چگونه می توان پاسخ داد؟ اگر طلاب را بیکار می دید یا می دید درس را آماده ندارند به شدت بر می افروخت و خود را جداً مسؤول می دانست. گاهی می فرمود : اگر خدا امر حوزه علمیه را با من پا به پا محاسبه نماید؛ چه خوب است که نه من توقعی داشته باشم و نه وبالی بر من باشد، همان طور که امیر المؤمنین «عمر فاروق» (رضی الله عنه) به ابوموسی (رضی الله عنه) می فرماید: «آیا تو را خوشحال و شادمان می سازد که اسلام ما با رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) و هجرت ما و تمام اعمال ما با آن حضرت برای ما باقی و ثابت و مفید بماند و هر عملی را که بعد از وی انجام دادیم سر به سر از آن نجات یابیم؟» (در ضمن روایتی از ابی برده بن ابی موسی به روایت بخاری)

ادامه دارد.......


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 15:33 ] [ ]

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (8)

خصوصیات اخلاقی حضرت مولانا مطهری(ره) (2)

حضرت مولانا مطهری (ره) در اجرای احکام الهی و دفاع از حدود الله تعالی بسیار قاطع ، ناترس از مخلوق و دارای هیبتی خاص بود تا جایی که افرادی بسیار قدرت مند با ترس و تضرع بسیار در مجلس وی حاضر و به ایراد سخن می پرداختند ، اما در برخورد شخصی و رفتار با دیگران بسیار مهربان و متواضع بود . بسیاری اوقات پیرمرد ها و پیرزنان ، جوانان و حتی کودکانی از شهر و روستا و یا از مهاجرین افغانی می آمدند و چنان با وی صحبت و درد دل می نمودند که گویا دو انسان هم کسب و پیشه و یا دو برادر و یا پدر و فرزندی صمیمی با یکدیگر به گفتگو پرداخته اند .

گذشت و گرفت مولانا (ره) برای خدا و در کنترل وی بود . آن جا که لازم بود ، برای تربیت و درس طلاب و یا برخورد با افرادی که در مسایل مراجعه نموده و سرکشی در حکم دین می نمودند ، سراپا خشم می گردید که کسی قدرت مقابله با او را نداشت و آن جا که تشخیص می داد ، خطایی از کسی از روی اشتباه سر زده است و یا متوجه و متنبه گردیده است ، هیچ اظهار خشم و ناراحتی نمی کرد . یکی از طلاب آن زمان که اکنون مدرس است یک روز پنجشنبه ، هنگام ظهر که تعطیل شده بود ، وسایل خویش را بر داشت و سوار دوچرخه ، عازم روستایش گردید ؛ وی بی توجه و با سرعت از حوزه علمیه خارج می شد که یک مرتبه در حالی که حضرت مولانا وارد می شد و با شخصی دیگر مشغول صحبت بود ، دوچرخه به پهلوی مولانا برخورد کرد . آن حضرت روی خویش را بر نگرداند و سخن خویش را قطع نکرد ؛ چون دید که این عمل بدون قصد بوده و آن طالب به شدت ناراحت و متوجه خطای خویش گردیده است .


ادامه دارد.......


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 15:33 ] [ ]

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (9)

فرزندان مولانا شمس الدین

حضرت مولانا خواجه شمس الدین دارای سه فرزند پسر و دو دختر بودند .

یکی از پسران ، حضرت مولانا حبیب الرحمن می باشند (حفظه الله تعالی) که به حق و به فضل الهی جلوه ای از رخسار و عملکرد و رفتار پدر بزرگوار بوده و خداوند وجود باارزش و با علم وعمل وی را مرهم قلوب مجروح جامعه ای قرار داد که از فراغ و غم وفات پدرش دل هایشان پاره پاره گشته بود و پس از وفات پدر بنا به پیشنهاد و تصویب هیئت علمی شهرستان و مدرسین ، مسؤولیت خطیر جانشینی پدر به ایشان تفویض گردید و تا کنون به لطف و عنایت الهی روز به روز صاحب پیشرفت ها و موفقیت های روز افزونی بوده است که امیدواریم خداوند منان برای تقویت دین خود و ترویج هر چه بیشتر قرآن و سنت و شریعت محمدی (ص) ، عمر با برکت تر و توفیقات روز افزون تری شامل حال آن بزرگوار فرماید .

دو پسر دیگر حضرت مولانا (ره) به نام های خواجه عبیدالله (نثار احمد) و خواجه حفیظ الله که هر کدام از تواضع و انسانیت ویژه ای برخوردارند ، دبیر مدارس راهنمایی و دبیرستان می باشند که الحمد لله دارای صلاحیت و قابلیت مخصوص می باشند .


ادامه دارد.......


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 15:33 ] [ ]

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (10)

وفات حضرت مولانا خواجه شمس الدین مطهری (ره)

حدود دوازده روز قبل از عید قربان سال ۱۴۱۰ هـ.ق بر اثر عارضه ناگهانی قلبی ، به بیمارستان قائم مشهد اعزام و با این شایعه وحشت عجیبی در میان پیروان ایجاد نمود . همه جا و همه وقت صحبت از حالت مولانا بود . عیادت ها و رفت و آمد ها به مشهد به کثرت انجام می شد ، تا این که سر انجام در عید ابراهیمی قربان ، ابراهیم گونه پیک رب العالمین را در هنگام طلوع خورشید روز دهم ذی الحجه سال ۱۴۱۰ هـ.ق برابر با دوازدهم تیر ماه سال ۱۳۶۹ هـ.ش لبیک گفته و در جوار رحمت پروردگار جای گرفت . البته از شبی قبل اکثر ورد زبان آن حضرت همان ورد حجاج بیت الله یعنی «لبیک» بود .

خبر وفات آن حضرت ، فغان عجیبی در بین حاضرین نماز عید به وجود آورد و شادی عید جای خود را به اندوه فراغ مولانا داد . دیگر علما و مردم و جوانان مسلمان احساس یتیمی بی نظیری می کردند و تنها آرام بخش آن ها ، امید به رحمت الهی و تسلیم در برابر حکم او بود و خدا را بر وجود شاگردان ارزشمندش به خصوص فرزند لایق و قابل آن حضرت ـ که می توانست خلأ وارده را پرکند و جراحت حاصله را التیام بخشد ـ شکر و سپاس می گفتند . جمع کثیری که قابل تصور نبود ، از شهرستان های مختلف اهل سنت استان خراسان و دیگر جاها عازم مشهد گردیدند و یک روز بعد پیکر مطهرش در جمع هزاران مسلمان شیفته و دل باخته و انبوه بسیاری از علمای دین ، از مشهد تا خواف تشییع گردید و سپس بعد از ظهر چهارشنبه سیزدهم ذی الحجه در منزل فرزندش که در کنار حوزه علمیه قرار دارد ، توسط علما غسل و کفن گردید و سپس جهت ادای نماز جنازه به مصلای عید منتقل و در آن جا نماز جنازه ی بی نظیری که تا به حال کسی در منطقه یادآور نبود ، برگزار گردید و مجدداً به محلی معروف به «مزار پیر احمد» (مؤسس و بانی مدرسه ی غیاثیه ی خردگرد ، وزیر شاهرخ تیموری و از افراد صالح و خیر) که در کنار حوزه علمیه قرار دارد منتقل و در آن جا دفن گردید .

در مراسم تشییع و نماز جنازه ، مسلمانان بسیاری از شهر خواف و روستاهای آن ، شهرستان های دیگر اهل سنت خراسان و نیز علمای بزرگواری از زاهدان ، از آن جمله حضرت «شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید» (حفظه الله تعالی) شرکت داشته و با سخنان ارزشمند خویش موجب تسلیت قلوب مجروح گردیدند .


گرد آورنده : مولوی گل محمد مؤمن مدرس حوزه علمیه احناف خواف


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 15:33 ] [ ]

منطقه حفاظت شده سیرخون خواف

منطقه حفاظت شده سیرخون خواف . خواف . گردشگری خواف

منطقه حفاظت شده سیرخون در موقعیت جغرافیایی N3409 E6010 در استان خراسان رضوی واقع است. منطقه حفاظت شده سیرخون به وسعت ۵۴۳۲۸ هکتار طی مصوبه شماره ۳۶۲ مورخ ۱۳۹۱/۱/۶ به عنوان منطقه حفاظت شده به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست پیوست.

این منطقه واقع در استان خراسان رضوی دارای ۱۲ کیلومتر مرز مشترک با کشور افغانستان است. برخورداری از وجود رودخانه کالشور مژن آباد و وجود زیستگاههای تالابی، بیابانی و جنگل دست کاشت گونه تاغ زرد در سال ۱۳۴۲ از پتانسیل های مناسب منطقه به شمار میروند.

از طرفی این منطقه توقفگاه و کریدور مناسبی جهت مهاجرت پرندگان از شمال استان خراسان رضوی به مناطق جنوبی کشور می باشد.


حیات وحش

طی بررسی بعمل آمده از محل آب بند ایجاد شده بر بستر رودخانه کالشور بالغ بر ۱۰ گونه از انواع پرندگان آبزی و کنارآبزی همچون اردک کله سبز، سرحنائی، اردک مرمری، خوتکا، چنگر، اگرت سفید، حواصیل خاکستری، سنقر تالابی، کبوتر چاهی و نوک پهن مشاهده گردیده است.
به تازگی گونه کمیاب اردک مرمری در منطقه سیرخون خواف مشاهده شده است. هر چند این گونه با ارزش ،کمیاب و حمایت شده پیش از این نیز درمناطق دیگری از استان مشاهده شده بود اما این نخستین بار است که این گونه در آبگیر مژن آباد شهرستان خواف، مشاهده شده است.

محل احداث بند خاکی واقع بر بستر رودخانه کالشور مژن آباد در این شهرستان به لحاظ ایجاد یک آبندان مصنوعی بر بستر رودخانه دائم کالشور و برخورداری از پوشش گیاهی گز و نی زیستگاه با ارزشی برای زمستان گذرانی پرندگان مهاجر آبزی به شمار می رود.

منطقه حفاظت شده سیرخون خواف . خواف . گردشگری خواف

منطقه حفاظت شده سیرخون خواف . خواف . گردشگری خواف


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 12:02 ] [ ]

خردگرد یا خرگرد ‼️❓‼️

خردگرد یا خرگرد . خرگرد . خردگرد . خرگرد خواف . خردگرد خواف . خواف . جنایات در خواف . غیاثیه خردگرد خواف

د نظر شما کدو یکه درسته ؟

سلام ور همه رفیقا

امرو میم درباره خردگرد خده شما گپ زنم ،
چیزه که خیله از ما رد ندرم و هموجوریم از بغلی رد مشم؛ ورمگم خرگرد و خیله هام بره خنده هم که شیه همیر ورمگن.

ایجور که تعریف شییه درباره خواف د قدیما به زحمتایه که پیراحمد خوافی به سال 848 بکشیه تنسته د 5 کیلومتری خواف که خردگرد هستک مرسه غیاثیر درس کنه.

د مرسه (غیاثیه) دانشمندای کلونه از چار دو بر میمین لکه مشیین و بره همیم بیه که به اونچو خردگرد ور مگفتن یعنه جایه که خردمندان لوکّه مشان.

د همی ساخ پش مرفته تا که دولت بدس صفویان بُفتیه ، و برکه دانشمندایه که د اینچو لکه مشیین همه یی نا سنی بیین و صفویا میستن همه جار شِعه کنن بره یی نا ورگفتن شمام بید شِعه شن
و چون اینا هر کدوم بره خو دانشمنده کلونه بییه د ای راحتیا که شِعه نمشیه و صفویام دستور داین هرکه د گپینا کردگ که هیچه و اونایه که مخالفینا مشیینر از رو دیفالو مرسه غیاثیه ته منداختن
و همیجور چند صد عالم و دانشمندر شهید کردن.

صفویا د همیم راضی نشیین و اونا بیین که ورگفتن از حالا بیس بره اینچو ورگن خرگرد یعنه جایه که خرا لوکه مشان.

ایروم بره همه رفیقا ورمگم که اینوم بدس خود مانه یعنه هم متنم ورگم خرگرد هم متنم ورگم خردگرد.

و بدنن که ای درباره کل خوافه نه خردگرد یکه ، که بعضا ورمگن ولش کو اصلاً دماچه اونچو خرگرد ؛

وله خردگرد یک تکه از خواف کلونه قدیمه !!


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 11:55 ] [ ]

آسبادها مبهوت کننده اهل فن....

 آسبادها مبهوت کننده اهل فن . توریست های ژاپنی . گردشگران ژاپنی . آسبادهای نشتیفان خواف . خواف . آسباد . نشتیفان

توریست های ژاپنی مبهوت تکنولوژی آسبادهای نشتیفان خواف شدند

گردشگران ژاپنی در بازدید از آسبادهای نشتیفان مبهوت تکنولوژی به کار رفته در این سازه ها شدند.

✔️این گردشگران ضمن بازدید از آسبادهای نشتیفان گفتند ظاهر این بناها بسیار ساده و بی پیرایش است اما با کمی دقت در نحوه کار آنها می فهمیم چه تکنولوژی حساب شده و دقیقی به کار رفته است.

کاماتسو یو شی تصریح کرد: من علاقه زیادی به سازهای بادی و آبی دارم و همین موضوع مرا ترغیب کرد به خواف بیایم اما اصلا چیزی که دیدم با انچه در اینترنت ملاحظه کرده بودم قابل مقایسه نبود شکوه وعظمت این آثار از نزدیک چند برابر می شود.


#آسباد #خواف #آسبادهای_نشتیفان_خواف #توریست_خواف


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 11:10 ] [ ]

شناخت آسبادهای نشتیفان خواف (1)

آسبادهای نشتیفان خواف . نشتیفان . نشتیفان خواف. خواف . آسباد . اولین مهندسان

آس بادها چشمگیرترین تاسیسات سنتی دیار خواف
ساختمان هایی که قدم به قدم با تاریخ این مرز و بوم همراه بوده و با قامتی راست و استوار سربر آسمان ساییده و عظمت و تمدن هنر ایرانی و تیزهوشی و درایت او را به رخ بینندگان خود کشیده است.

آس بادها که چشمگیرترین تاسیسات سنتی در خواف است ، که با ابهتی تمام سینه سپر باد دارد .

آس بادها بزرگترین مجموعه خشت و گلی و چوبی بازمانده از آثار و تمدن ایرانی است که علیرغم عوامل مختلف طبیعی و فرسایش و حوادث ناگوار تاریخی هنوز هم بربلندای سرفرازی و صلابت عرض اندام می نماید.

آس بادهای این دیار که بنا به بی توجهی بیشتر آنها در خواف نابود شده و بیشتر در سنگان و نشتیفان باقیمانده که زمان ساخت آنها را به دوره تیموری مربوط می دانند.

آس بادهایی که به قول سیف الله باخرزی : برمحور علم می چرخند. آس یعنی نرم شدن دانه ریز سنگ است و دو سنگ گرد و مسطح که آنها برهم نهاده ، سنگ زیرین در میان میلی آهنی و جز آن از سوراخ میان سنگ زیرین در گذشته و سنگ فوقانی به قوت دست آدمی یا ستور یا باد یا آب ، برق و بخار بچرخد و حبوب و غیره را خرد و آرد سازد.


ادامه دارد.......


#آسباد #خواف #آسبادهای_نشتیفان_خواف


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 11:07 ] [ ]

شناخت آسبادهای نشتیفان خواف (2)

آسبادهای نشتیفان خواف . نشتیفان . نشتیفان خواف. خواف . آسباد . اولین مهندسان

انواع روش های آسیاب
دستاس ابتدایی ترین وسیله ی آرد کردن می باشد که همه نیروها از تن آدمی نشات می گرفته است
و آن گاه آدمی زاد از بخشی از زحمات خود را بر حیوان بار کرد و چرخاندن دو سنگ را به عهده چهارپایان محول کرد. خراس پدید آمد چون غالبا حیوان الاغ گرداننده بود و از خراس بیشتر برای بدست آوردن کنجاره روغن منداب استفاده می کردند. لذا دو سنگ گرد و مسطح اگر به قوه آب بچرخد ( آسیاب ) .اگر با دست بچرخد ( دستاس ) ، اگر توسط الاغ بگردد ( خراس ) می گویند.
و اگر توسط باد بچرخد ( آس باد ) می گویند.
لفظ مشترک در همه انواع دستگاه های خرد کننده ( آس ) است .


✅عمده ترین و قوی ترین دلیل روی کار آمدن آس بادها در منطقه خواف ، بادهای آن است که به آن بادهای 120 روز می گویند و دلیل دیگر کمبود آب بعلت بارندگی کم در این منطقه است.
در آس بادها غم سوخت و نگرانی قطعات یدکی و ناز موتور چی و تعمیرکار نیست . لیکن همه این محاسن در جاهایی جمع می شود که باد بر مدار بوزد که خواف یکی از همان جاهاست. مردم محل زمان شروع بادهای 120 روزه را اوایل بهار دانسته که تا اواخر پاییز ادامه می یابد. این بادها در طول شبانه روز با قدرت بسیار زیاد و مداوم ادامه داشته و تنها بادی است که می تواند آس بادها را که بر روی بلندترین نقطه ساخته می شود به چرخش درآورد.
بخاطر بهره گیری از نیروی بیشتر باد تمامی آس بادهای را در یک محل در کنار یکدیگر با یک طول و عرض و ارتفاع و یک شکل روی بلندترین نقطه می ساختند که بیشترین آنها در نشتیفان و سنگان باقیمانده و از آن به گالری هنرهای قرون وسطای اسلامی و نگارخانه ولایت خواف نامبرده اند.

گردش صبورانه سنگ که حداکثر با وزش دلخواه باد بیش از صدمن گندم را در شبانه روز به آرد تبدیل می کرده است.

ادامه دارد.......


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 11:06 ] [ ]
صفحه قبل1...1112131415...23صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"خواف شریف"بزرگترین مرجع خواف شناسی شامل: ✔️ تاریخچه خواف(خواف شناسی) ✔️داستان ها ونوشته های لبزخوافی ✔️دایرة المعارف لبز خوافی ✔️آثار باستانی وابنیه خواف شریف ✔️درباره مشاهیروعلمای خواف ✔️و...
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران