خواف شریف
دایره المعارف خواف شناسی 
قالب وبلاگ
لینک های مفید
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

زندگی نامه مولانا عبدالله موحدی (1)

زندگی نامه مولانا عبدالله موحدی

زندگی مولانا موحدی از زبان خودشان (بخش اول)

بسمه العلیم

مقدمه

جمعی از طلاب عزیز حوزه علمیه احناف خواف و دانشجویان ارجمند دانشگاه­های مختلف مدتها است تقاضا دارند که این حقیر خلاصه ­ای از زندگینامه­ ی تحصیلی خود را برشته­ ی تحریر درآورده تا بدینوسیله آشنایی بیشتری برای دوستان و علاقمندان به علم و دانش حاصل گردد، ولی این داعی پیوسته بر اثر تراکم وظایف درسی و غیره و هم از نظر اخلاقی که خود را قابل چنین امری که باعث بر شهرت بیشتر گردد نمی­ دانستم پیوسته تعلّل نموده و اجابت نکردم، تا اینکه تقاضاها طوری مکرّر و بادوام انجام یافت که ترسیدم مبادا باعث بر ذهنیت های دیگری گردیده و در نتیجه منجر بر تجسّس دوستان و عزیزان ارجمند شود، بنابراین خلاصه‌وار و گذرا بشرح زیر ، اطوار دوران تحصیلی خود را بدینوسیله تقدیم میدارد:


ادامه دارد.......


[ چهارشنبه 31 خرداد 1396
] [ 12:13 ] [ ]

زندگی نامه مولانا عبدالله موحدی (4)

زندگی نامه مولانا عبدالله موحدی

زندگی مولانا موحدی از زبان خودشان (بخش سوم)


اساتید محترمی که شرف دانش‌آموختگی را در نزد آنها یافتم عبارتند از:

1ـ حضرت علامه علیم و حلیم مولانا آخوندزاده عبدالرحمن جان.
2ـ حضرت مولانا آخوند زاده عبدالحمید.
3ـ حضرت علامه آخوندزاده عبدالعزیز.
4ـ حضرت علامه حاج آقا میر سید علی فاضلی.
5ـ حضرت علامه مولانا شمس الدین مطهری.
6ـ حضرت علامه مولانا آخوند زاده میر عطا محمد.
7ـ حضرت علامه مولانا محمد فاسکی غوری حلیب.
8ـ حضرت علامه مولانا خواجه عبدالرحمن جامی فیلسوف ریاضیات.
9ـ حضرت مولانا غلام احمد مقیمی.
10ـ حضرت علامه محدّث و حافظ مولانا ابونصر محمد اعظم برنابادی.
11ـ حضرت علامه فیلسوف مولانا حاج نصر الله قندهاری رحمة الله و برکاته علیهم اجمعین)


کتب خوانده شده نزد اساتید فوق عبارتند از:

مختصر المعانی ـ‌ مطول در علم معانی و بیان ـ
حسّامی ـ توضیح و تلویح ـ‌مسلّم الثبوت در اصول فقه ـ‌
بدیع المیزان ـ‌ ملا حسن ـ‌ قاضی سُلّم ـ حمد الله ـ‌ شرح مطالع ـ‌ میر زاهد رساله ـ‌ میر زاهد جلال در علم منطق
شرح عقاید نسفی ـ‌ شرح عقاید جلالی ـ‌ خیالی ـ‌ میر زاهد امور عامه در علم عقاید
شافیه در علم صرف
حاشیه مولانا عبدالغفور بر شرح جامی علم نحو
فوز الکبیر در اصول تفسیر
مقامات حریری در ادبیات ـ‌دیوان حماسه ـ دیوان متنبّی ـ سبع معلقات
قانونچه ـ‌موجز القانون ـ‌ شرح اسباب در علم طب
شرح نخبة الفکر در اصول حدیث
کافی العروض و عروض سیفی در علم عروض
خلاصة الحساب و اقلیدس ـ‌ تصریح ـ‌ شرح چغمنی ـ‌ بيست باب ، شرح اسطرلاب در علم هیات و ریاضی
میبذی ـ‌ صدری ـ‌ شمس الباذغه ـ‌شرح اشارات در علم فلسفه
رشیدیه در علم مناظره
کتب تجوید: شرح جذریه ـ‌ دلیل القاری ـ دلیل العاصم ـ‌ شاطبیّه لامی ورائی همراه با قرائت کامل امام عاصم ـ‌ تجویز قرائات سبع ضمن قرائت تیسیرو غیث النفع.
کتب حدیث: مشکوة‌ المصابیح، زجاجة المصابیح، شرح معانی الآثار،‌ بخاری، مسلم، ترمذی، ابوداود، نسائی، ابن ماجه، مؤطای امام مالک، مؤطای امام محمد، مسند امام ابی حنیفه،

کتب مذکوره و غیر آنها را به حمد الله و فضلش به انجام رسانیده و به اخذ سند از کل کتب تجوید و قرائت و کتب مذکوره در حدیث مشرف و مفتخر گردیدم.

✍️این مختصری از زندگی این حقیر بوده که جهت اطلاع خدمت شما طالبان علم ارائه می‌شود، امید است خداوند ما و شما را در زمره نیکان درگاهش قرار دهد.

اللهم ارحمنا واغفر لنا و لوالدینا و لمشایخنا و للمؤمنین بالقرآن العظیم. آمین یا رب العالمین.

ادامه دارد.......


[ چهارشنبه 31 خرداد 1396
] [ 12:10 ] [ ]

زندگی نامه مولانا عبدالله موحدی (3)

زندگی نامه مولانا عبدالله موحدی

زندگی مولانا موحدی از زبان خودشان (بخش دوم)


در خدمت پدر

اینجانب عبدالله موحدی فرزند مرحوم حاج آخوند ملا فیض محمد موحدّی بشناسنامه شماره 107 متولد 1314 با کنیت ابوالفضل و لقب طالب العلم در سن پنج سالگی با شروع الفبا و روخوانی قرآن کریم و همچنین کتب فارسی پنج کتاب کلیات سعدی، حافظ و نصاب الصبیان، و صرف بهائی و صرف میر، زنجانی و مراح در علم صرف و شروط الصلوه و خلاصه کیدانی و تحفة الملوک و قدوری و کنزالدقائق در علم فقه نزد والد بزرگوارم رحمة الله علیه تحصیل نمودم. تا اینکه استاد کبیر و بزرگوارم حضرت مولانا مطهری رحمة الله علیه در شهر خواف تشریف آوردند و بلافاصله در محل مسجد جامع شروع به تدریس نمودند.

✔️در خدمت مولانا شمس الدین مطهری (ره)

این حقیر در سن ده سالگی با شروع کتاب شمه در علم نحو با شرکت 9نفر خدمت آنحضرت شرف تلمّذ یافتم، بنابراین تمام کتب دوره‌ی مقدمات و سطح متوسطه را در خدمت ایشان به پایان رسانیدم.

اخذ مدرک ششم ابتدایی و ادامه تحصیل تا سوم دبیرستان

در سال 1330 بنا به تقاضای ریاست محترم آموزش و پرورش وقت که قرار بود کلاس ششم ابتدائی را در شهر خواف دائر نمایند به دستور و اجازه‌ی مرحوم مولانا مطهری در ضمن تحصیلات حوزوی اینجانب و جمعی از طلاب در کلاس ششم شرکت نموده و با اخذ گواهینامه­ ی ششم ابتدائی موفق گردیدم، پس از آن بطور شبانه کلاس‌های اول و دوم و سوم دبیرستان را بر سبک قدیم تحصیل نمودم.

تحصیل در افغانستان

در اوایل سال 1337 با مشورت و کسب اجازه از حضرت استاذ بزرگوارم مرحوم مولانا مطهری و والد ماجدم و عیال محترمه‌ام در حالیکه دو فرزند کوچک داشتم به حمدالله والمنة همگی با طیب خاطر و از صمیم قلب با دعای خیر اجازه ­ی سفر روحانی به افغانستان را دادند. البته این مشورتها و اجازه‌ها توأم با دعوات خیراسباب رفاهیت و پیشرفت­ های زیادی را برایم فراهم ساخت به این نحوه که قصد داشتم هر درس و فنی را نزد متخصص آن درس و فن به انجام رسانم که بحمدالله به برکت دعوات خیر حضرت استاد رحمه الله علیه و والد ماجدم و عمّ غمخوار و بزرگوارم و سایر محبّین و با سابقه آشنائی علماء آنجا به مرحوم عموی بزرگوارم حضرت مولانا عطا محمد موحدّی بر هر دری که رفتم برویم باز بود و مورد ترحّم و شفقت حضرات اساتید آن دیار رحمهم الله قرار گرفتم.


ادامه دارد.......


[ چهارشنبه 31 خرداد 1396
] [ 12:08 ] [ ]

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (1)

حضرت مولانا خواجه شمس الدین مطهری

گذری کوتاه بر زندگی فقیه عالیقدر علامه حضرت مولانا خواجه شمس الدین مطهری (ره)

مولانا خواجه شمس الدین مطهری فرزند مرحوم خواجه محمد رضا (که سلسله ی نسب شان به حضرت قطب الاقطاب ژنده پیل احمد جامی (ره) و سپس به حضرت جریر بن عبدالله بجلی (رض) ـ صحابی جلیل القدر ـ می رسد) در دی ماه سال ۱۲۸۲ هـ.ش در قریه تیزاب میان خواف که در ۷ کیلومتری خواف خراسان واقع است، در خانواده ای دارای حسب و نسب و تقوا و فضیلت، چشم به جهان گشود.

از دوران کودکی آثار طلب علم، نبوغ و استعداد سرشار بر جبینش آشکار بود.

مولانا قرآن مجید و کتب فارسی از قبیل دیوان حافظ شیرازی و امثال آن و کتاب های مقدماتی را در زادگاه خویش، زیر نظر برادر بزرگوار شان مرحوم حاج خواجه نظام الدین و سایر علمای زمان محل فراگرفت.


ادامه دارد.......


[ چهارشنبه 31 خرداد 1396
] [ 11:21 ] [ ]

شهر « جيزد » خواف

#جیزد_خواف #زلزله_خواف #خواف

جیزد: ازشهرهای قدیمی خواف که در زلزله خواف سال 737 که معروف به «زلزله جیزد» است به کلی ویران شده و اکنون ویرانه های آن نزدیک روستای اکبر آباد بالا خواف موجود است.

وسعت وگستردگی آن نشان از شهری آباد در تاریخ گذشته دارد.

در تاریخ مجمل فصیحی ( ج3ص52 ) در ذیل حوادث سال 737 از زلزله 737 خواف یاد شده و از آن تحت عنوان قصبه جیزد ( شهر کوچک) یاد شده است و مجد خوافی نیز که به احتمال قوی این زلزله و ویرانی های آن را شاهد بوده، « شهر جیزد » نامیده و شعری هم به مناسبت این زلزله در این تاریخ سروده ودر روضه خلد ( ص117) ثبت نموده است.

نام این شهر نخستين بار در« دمیة القصر » باخرزی( ج1ص8) و معجم البلدان یاقوت حموی (ج1ص485) البته با اندکی ابهام، با عنوان جرد آمده است.

احتمال دارد كه نام قديمي اين شهر « جژد » بوده و كم كم تبديل به جيزد شده است زيرا واژه‌هايي كه « ژ » داشته بعد از اسلام و ورود عربي در كتابهاي عربي دست خوش تغييراتي شده‌اند مانند مژناباد كه مابيژناباد و چند تلفظ ديگر دارد.

✔️این شهر احتمالا" در دوره ای از تاریخ، مرکز خواف بوده و از اینجاست که سنگان بالا خواف و سنگان پایین خواف وجود داشته و دارد و زاوه ( تربت حیدریه کنونی ) هم جزوی از خواف بزرگ بوده است. (مجمل فصیحی 2/496)

و نیز باسفر قریه‌اي از قرای خواف بوده، ( دمیه القصر1/185)

محمد محمود جیزدی از رجال جیزد بوده که با ملک فخر الدین محمد کُرت در جیزد در سال 694 جنگیده است.
[فصیح، 1386: 2/861]


#جیزد_خواف #زلزله_خواف #خواف


[ چهارشنبه 31 خرداد 1396
] [ 11:18 ] [ ]

زلزله‏ ی ویرانگر خواف سال 737 هجری قمری

یکی از وقایع گذشته‏ خواف زلزله‏ صبح دوشنبه چهاردهم ربیع الاول 737 (هـ-ق) بود ، که خواف را به ویرانی کشید قریه جیزد با خاک یکسان شده و قلعه‏ قاهره مسجد ملک زوزن که از عهد خوارزمشاهیان بود ویران و لانه کبوتران گردید .

فصیح خوافی گوید در سال 737 خواف زلزله جنیرد معروف است ابوالمظفر زوزنی گوید سی هزار نفر از قصبه زوزن تا قصبه جیزد معدوم شدند درپی آن وبایی در زاوه واقع شد1 که از سنجان زاوه تا دوغ آباد ، یازده هزار نفر از بین رفتند .

مجد خوافی که ناظر و شاهد عینی زلزله بوده است ، در روضه‏ خلد چنین می گوید :
زلزله‏ ای از نوائب زمان که در مدت هزار سال کسی ندیده و نشنیده به خواف رسید .
علی الخصوص به شهر جیزد . نزدیک سحر زمین چنان جنبید که گویی گیتی از مرکز خود خارج شد . بسیط خاک با هوا مرکب شد و دایره افق قوس مورّب چنان که


اگر ز روی طبیعت زمین جماد افتاد
زسهم قوس چرا رعشه شد در او پیدا

هنوز بیضه کـافور بـرف هیچ نخـورد
چگونه لـرزه گرفت آخر از تب سـرما

در لحظه ای قریب سی هزار نفر مدفون خاک گشتند

یکی از خواصّ ملک غیاث الدین فیروز، ملک زوزن می گوید: چون زلزله پیداشد ، ملک از صُفّه به میان کوشک می دوید باز به صُفّه می رفت و می‏گفت : قیامت آمد .
ناگاه کوشک زیر و رو شد و ملک بی نام و نشان و اثر سنگی در دهلیز سرا بود و بر خاک نشاندند .

صبـــاح دوشنبه ربیــع نخست
شب چهارده وهفتصد وسی وهفت

زمین جنبشی کرد بر اهل خواف
بسـی خلق تــا روز محشر بخفت

اگر بگذری بر نــواحــی جیــــزد
ببینی که با آن جماعت چه رفت

به سنگ اجـل خرد شد زیر خاک
بسـی گردن سـرفــرازان بــرفت

کجا مسجد جمعه و سقف طاق
کجا قصر فیروزه وایوان و تـخت

زلزله ای که سبب شد شکوه خواف زیر خاک برود....

زلزله‏ ی ویرانگر خواف سال 737 هجری قمری

#جیزد_خواف #زلزله_خواف #خواف


[ چهارشنبه 31 خرداد 1396
] [ 11:16 ] [ ]

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (2)

مسجد خرقه مبارکه هرات افغانستان

مولانا مطهری (ره) که همواره تشنه علم و فهم واقعی و کامل تری از قرآن و سنت و فقه اسلامی بود و خداوند آینده ای بس درخشان برای وی در تقدیر قلم زده بود، نتوانست به میزان علوم و تعلیمات آن زمان این سرزمین بسنده نماید و برای ادامه تحصیل در سال ۱۳۰۷ هـ.ش عازم شهر هرات افغانستان گردید و در مسجد خرقه مبارکه به تحصیل علوم عربی و دینی اشتغال ورزید و از اساتید بزرگ و مشایخ عظام و مشهور آن جا در علوم متداوله : صرف و نحو، فقه، تفسیر، حدیث، معانی و بیان و غیره و نیز در تصوف و عرفان و تزکیه نفس کسب فیض نمود.


مدرسه علمی فتح پوری

✔️معلومات حاصله در هرات با آن که در سطحی عالی قرار داشت اما نتوانست عطش علمی و استعداد کم نظیر حضرت مولانا مطهری (ره) را پاسخگو باشد و وی را اشباع نماید؛ لذا آن حضرت برای تکمیل بیشتر مرتبه علمی خویش و بهره گیری بیشتر از دریای بی پایان علوم شرعی و معرفت الهی در شهریور ماه سال ۱۳۱۲ هـ.ش عازم هندوستان گردید و در چهاردهم شهریور ماه همان سال به شهر «چمن» (یکی از شهرهای بلوچستان پاکستان کنونی) وارد گردید و از آن جا راهی دهلی شد و مدت پنج سال در مدرسه «فتح پوری» از محضر علمای اعلام و فقهای کرام کسب فیض نمود.


ادامه دارد.......


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 15:34 ] [ ]

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (3)

دار العلوم دیوبند

حضرت مولانا خواجه شمس الدین مطهری (ره) شخصیتی که رب العالمین خواسته بود وجود پر برکت او را وسیله نجات انسان های بسیاری قرار دهد و افراد زیادی را از دامان وی به مراتب عالی علم و معرفت الهی برساند، همچنان جویای هر چه بیشتر علوم دریاهای مواج قرآن و سنت و شریعت محمدی (ص) بود و برای سیراب شدن آرام نداشت تا بالاخره مقدر وی مهد بزرگ علم یعنی «دار العلوم دیوبند» و محضر علمای برجسته و مجاهدی همچون علامه سید حسین احمد مدنی، مولانا اعزاز علی، مولانا شبیر احمد عثمانی، مولانا محمد ادریس کاندهلوی، مولانا عبدالخالق و مولانا ابراهیم بلیاوی، مولانا اصغر حسین و مولانا مفتی محمد شفیع گردید که به سرپرستی حضرت مولانا محمد طیب در آن جا به افاده مشغول بودند.

حضرت مولانا مطهری(ره) به خاطر تواضع ویژه و استعداد کم نظیر و اخلاق نیکویش مورد توجه اساتید قرار گرفت و خودش نیز به آن ها بسیار علاقه داشت و مهر و محبت می ورزید ؛ آن قدر در فراگیری علم کوشا بود که یک روز بیان می فرمود:«زمانی که برای تحصیل به هندوستان رفته بودم ، پس از پنج سال یک مرتبه پاکت نامه ای که برادرم از ایران برایم فرستاده بود، به دستم رسید؛ آن وقت وسط هفته بود، بلافاصله نامه را در جیبم گذاشتم و گفتم اکنون درست نیست فکر خود را به نامه و محتوای آن مشغول سازم ، نامه را می توانم روز جمعه مطالعه نمایم.»

✔️همچنین آن قدر به اساتید خویش علاقه و احترام داشت که با ذکر نام آن ها اشک هایش جاری می گشت. یادم است استاد درس مشکوه ما(جناب مولانا غلام احمد موحدی(ره)) که از شاگردان حضرت مولانا مطهری(ره) می باشد یک مرتبه توقف نمود، نگاه کردیم دیدیم گریه اش گرفته است، آن گاه فرمود: حضرت مولانا مطهری نیز به هنگام تدریس به ما در همین جا گریه شان آمد و فرمودند:«از استادم به یادم آمد که به هنگام تدریس به گریه افتادند.» (موضوع درس در مورد حضرت زینب (رض) دختر رسول خدا (ص) و اسارت شوهرش بود.)


ادامه دارد.......


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 15:34 ] [ ]

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (4)

تدریس در بریلی یکی از شهرهای هند

وقتی که حضرت مولانا در دار العلوم دیوبند فارغ التحصیل گردیدند، از طرف دار العلوم به سمت استاد معرفی شدند تا در «بریلی» ـ یکی از شهرهای هند ـ به تدریس اشتغال ورزند و مدت دو سال در آن جا مشغول تدریس بودند.

بازگشت به وطن

حضرت مفتی اعظم مولانا خواجه شمس الدین مطهری (ره) در اواسط سال ۱۳۲۵ هـ.ش به علت احساس مسؤولیت در قبال مردم دیار خویش و با توجه به نیاز شدید این منطقه به عالمی متبحر و وارسته و علاقه بی نظیر مردم این سامان به فراگیری علم و شریعت ، از طریق افغانستان عازم زادگاه خویش گردید.

ابتدا در روستای تیزاب که زادگاه اصلی ایشان بود، مسکن گزید. اما پس از آن که علما و معتمدین شهر خواف از مراجعت این فقیه عالی قدر اطلاع یافتند، با کمال عشق و علاقه به خدمت آن بزرگوار شتافته و تقاضا نمودند تا برای افاده لازم به شهر خواف انتقال یابند.

تدریس در مسجد جامع خواف

در این زمان بود که تقاضاهای مکرر و مؤکدی از شهرها و اماکن مختلفی از استان خراسان انجام شد تا این عالم ربانی در آن جاها به تأسیس مدرسه علمی و امر ارشاد دینی اقدام نماید؛ ولی اصرار و پافشاری جامعه روحانیت آن زمان شهر خواف و مردم دین دوست و علم طلب این دیار و عنایت خود حضرت مولانا(ره) به این مردم و این سرزمین، بنا به تقدیر الهی موجب شد که سعادت بزرگ شامل حال مردم این دیار گردد.

در همان سال اول بیش از هشتاد نفر طلبه، پروانه وار به دور شمع فروزان علم و دانش گرد آمدند و با آن که مشکلات اقتصادی شدید و عدم محل کافی و ناملایمات بسیار دیگری بود، اما عشق الهی و صبر و پایداری و اخلاص حضرت مولانا(ره) همه این مشکلات را مرتفع نمود. در این زمان بود که حضرت مولانا(ره) به تنهایی امر تدریس کلیه طلاب را بر عهده داشت، آن هم در مسجد جامع که در آن زمان خانه و ایوان و صحن مسجد جامع درس گاه و از طاق و طاقچه هایی که موقتاً جلوی آن ها با خشت خام تبله شده و یک در کوچک و ساده بر آن ها نصب گردیده بود، به عنوان حجره استفاده می شد.

به طور کلی این صبر و استقامت و اخلاص و تواضع کم نظیر که در چنان موقعیتی تعداد زیادی طلبه را یک تنه، هم از نظر معیشتی متقبل و متحمل باشد و هم به امر تدریس و تربیت آن ها بپردازد، امری بسیار مهم و عجیب بود که هر بیننده و شنونده ای را متحیر می سازد که جز فضل و عنایت رحمانی و موهبت الهی چیز دیگری نمی تواند آن را توجیه نماید.


ادامه دارد.......


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 15:33 ] [ ]

مولانا شمس الدین مطهری (ره) (5)

احداث و تأسیس حوزه علمیه احناف خواف در کنار مسجد حضرت بلال (رض)

از آن جا که این تعلیم و تربیت برای خدا و تحت عنایات و فضل حضرت حق بود ، علیرغم همه مشکلات، استمرار و پیشرفت نمود و سرانجام پس از گذشت شانزده سال در سال ۱۳۴۰ هـ.ش محلی تحت عنوان «حوزه علمیه احناف خواف» در کنار «مسجد حضرت بلال (رض)» که در آن زمان به مسجد «سُر دِه» معروف بود با عنایات الهی و کمک های مردم خیر احداث و تأسیس شد که هر چند در محلی به اصطلاح چپ کوچه و در سطحی اولیه و ساده بود، ولی تا حدود زیادی مشکل اسکان طلاب حل شد و یک خوشحالی فوق العاده برای مدرسین و طلاب و مردم متدین شهر بود.

احداث محل فعلی حوزه علمیه در میلان پیر احمد

✔️به تدریج به فضل الهی توسعه روز افزون، به دست آمدن مدرسینی از طلاب تحصیل کرده، افزایش جمعیت شهر و افزایش نیازها و مراجعه بیشتر به حوزه علمیه، افزایش تعداد طلاب، مرجع قرار گرفتن حوزه علمیه به عنوان پایگاه افتاء، قضاوت، حل و فصل مسایل و اصلاح ذات البین، رسیدگی به مسایل و امورات دینی، مذهبی، اجتماعی و سیاسی مردم به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایجاب نمود که محل جدیدی برای حوزه علمیه که به خیابان اصلی نزدیک تر و بهتر ماشین رو باشد و امکان مراجعه و رفت و آمد بیشتر باشد و نیز محل و فضای وسیع تری موجود باشد، در نظر گرفته، ساخته شود که در نتیجه محل کنونی ساخته و در دومین سال پیروزی انقلاب اسلامی یعنی سال ۱۳۵۸ هـ.ش افتتاح گردید.


ادامه دارد.......


[ دوشنبه 23 اسفند 1395
] [ 15:33 ] [ ]
صفحه قبل1...1011121314...23صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"خواف شریف"بزرگترین مرجع خواف شناسی شامل: ✔️ تاریخچه خواف(خواف شناسی) ✔️داستان ها ونوشته های لبزخوافی ✔️دایرة المعارف لبز خوافی ✔️آثار باستانی وابنیه خواف شریف ✔️درباره مشاهیروعلمای خواف ✔️و...
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران