مولانا شمس الدین مطهری (ره) (10)
وفات حضرت مولانا خواجه شمس الدین مطهری (ره)
حدود دوازده روز قبل از عید قربان سال ۱۴۱۰ هـ.ق بر اثر عارضه ناگهانی قلبی ، به بیمارستان قائم مشهد اعزام و با این شایعه وحشت عجیبی در میان پیروان ایجاد نمود . همه جا و همه وقت صحبت از حالت مولانا بود . عیادت ها و رفت و آمد ها به مشهد به کثرت انجام می شد ، تا این که سر انجام در عید ابراهیمی قربان ، ابراهیم گونه پیک رب العالمین را در هنگام طلوع خورشید روز دهم ذی الحجه سال ۱۴۱۰ هـ.ق برابر با دوازدهم تیر ماه سال ۱۳۶۹ هـ.ش لبیک گفته و در جوار رحمت پروردگار جای گرفت . البته از شبی قبل اکثر ورد زبان آن حضرت همان ورد حجاج بیت الله یعنی «لبیک» بود .
خبر وفات آن حضرت ، فغان عجیبی در بین حاضرین نماز عید به وجود آورد و شادی عید جای خود را به اندوه فراغ مولانا داد . دیگر علما و مردم و جوانان مسلمان احساس یتیمی بی نظیری می کردند و تنها آرام بخش آن ها ، امید به رحمت الهی و تسلیم در برابر حکم او بود و خدا را بر وجود شاگردان ارزشمندش به خصوص فرزند لایق و قابل آن حضرت ـ که می توانست خلأ وارده را پرکند و جراحت حاصله را التیام بخشد ـ شکر و سپاس می گفتند . جمع کثیری که قابل تصور نبود ، از شهرستان های مختلف اهل سنت استان خراسان و دیگر جاها عازم مشهد گردیدند و یک روز بعد پیکر مطهرش در جمع هزاران مسلمان شیفته و دل باخته و انبوه بسیاری از علمای دین ، از مشهد تا خواف تشییع گردید و سپس بعد از ظهر چهارشنبه سیزدهم ذی الحجه در منزل فرزندش که در کنار حوزه علمیه قرار دارد ، توسط علما غسل و کفن گردید و سپس جهت ادای نماز جنازه به مصلای عید منتقل و در آن جا نماز جنازه ی بی نظیری که تا به حال کسی در منطقه یادآور نبود ، برگزار گردید و مجدداً به محلی معروف به «مزار پیر احمد» (مؤسس و بانی مدرسه ی غیاثیه ی خردگرد ، وزیر شاهرخ تیموری و از افراد صالح و خیر) که در کنار حوزه علمیه قرار دارد منتقل و در آن جا دفن گردید .
در مراسم تشییع و نماز جنازه ، مسلمانان بسیاری از شهر خواف و روستاهای آن ، شهرستان های دیگر اهل سنت خراسان و نیز علمای بزرگواری از زاهدان ، از آن جمله حضرت «شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید» (حفظه الله تعالی) شرکت داشته و با سخنان ارزشمند خویش موجب تسلیت قلوب مجروح گردیدند .
گرد آورنده : مولوی گل محمد مؤمن مدرس حوزه علمیه احناف خواف