مقدمه کتاب خواف در گذر تاریخ 1
تاریخ یک ملت ، آینه یک ملت است برای نسل های جوان و آینده.
فرهنگ هر ملت شناسنامه آن ملت است .
ملتٍ بدون فرهنگ وتاریخ و گذشته یعنی ملت بدون شناسنامه، بدون اصالت وبدون هویت .
اگر پاره ای از جوانان ما دچار از خود بیگانگی و خودباختگی می شوند ، بخاطر این است که از فرهنگ گذشته کشور و محل خود بی اطلاع و ناآگاهند . غربیها برای اینکه ملل شرق و اسلامی را وادار به تقلید از خود نمایند با تبلیغات دروغین و جذاب سعی دارند به جوانان بقبولانند که در گذشته کشور ، سرزمین و محل تولد آنان چیزی که نمودی از فرهنگ و دستاوردهای مادی و معنوی باشد، وجود ندارد و امروزه راه نجات و سعادت آنان وداع از گذشته کشور خود و تقلید کورکورانه از مظاهر فرهنگ غرب است ، در حالیکه غرب هر چه دارد از شرق می باشد وتمدن غرب مدیون تمدن شرق و فرهنگ اسلامی است.
منطقه خواف ، این خطه ی زرخیز وپهناور دروازه ی شرقی استان خراسان، سرزمینی است که قرنها جولانگاه ستمکاران، جهانگشایان و گردنکشان بوده است. در این سرزمین عشق با محبت ، علم با عمل ، تجارت با عبادت و دیانت با سیاست توام بوده است .
این سرزمین بیابانی با کوههای نه چندان بلند ، وسعتش تقریبا یک بیست و ششم خراسان میباشد ،
دربسیاری از ابعاد طبیعی ، اقتصادی ، انسانی ، دینی، فرهنگی و اجتماعی ناشناخته مانده است ، در حالی که در علوم مختلف تجربی ، ریاضی ، پزشکی ، فلسفه ، نجوم ، ادبیات ، عرفان و فیزیک نقش مؤثری در رشد و بالندگی فرهنگ وتمدن اسلام وایران داشته است .
این منطقه محل رشد مردان بزرگ و پرورش عالمان و سیاستمداران سلاطین و سمبل مردمان با صداقت و مهمان نواز و غریب دوست می باشد.
خواف تحولات زیادی را تجربه کرده است . یادگار گذشته وگرانبهایی است ، گذر کردن درکوچه پس کوچه های تنگ و باریک با دالانهای پیچیده ولی ظاهر جالب و جذابش ، تاریخ فرهنگ و هنر زندگی و رشد آن را مرور می نماید .
ادامه دارد..........