|
خواف شریف
دایره المعارف خواف شناسی
| ||
|
مجتبی کاشانی متخلص به سالک مهندس مجتبی کاشانی در سال1327 در شهرستان مشهد متولد شد .ایشان بعنوان شاعر ، محقق و نویسنده و مشاور مدیریت عمومی و صنعتی فعالیت داشته اند و.....
مجتبی کاشانی و وصف خواف سری دارم در هوای دوست،دلی در گرو کویر......... رب جبال و صخره ها تا قله ی قافرب خراسان و کویر تشنه ی خواف از خواف آری خوف دارم گر بگویم اما ........ قسمتی از وصیتنامه مجتبی کاشانی:............ شناخت کامل مجتبی کاشانی و اشعار او در وصف خواف در ادامه مطلب مجتبی کاشانی متخلص به سالک مهندس مجتبی کاشانی در سال1327 در شهرستان مشهد متولد شد .ایشان بعنوان شاعر ، محقق و نویسنده و مشاور مدیریت عمومی و صنعتی فعالیت داشته اند و از سال ۱۳۴۹فعالیت ادبی خود را در زمینه شعر و نویسندگی آغاز نمودند و صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه یاوری بوده اند.
مجتبی کاشانی و وصف خواف مقدمه سفرنامه خواف سری دارم در هوای دوست،دلی در گرو کویر،ذوقی و خامه ای در خدمت این دو، و زبانیجاری از درد و محرومیت مردم ‹‹خواف››.در جنوب خراسان،در مرز افغانستان و در شمال قاین. مشاهده ی بیمارانی که با تبی سوزان چند کیلومتر راه را در زیر آفتابی سوزان تر پیاده میرفتند تا در روستای دیگری طبیبی آنهم هفته ای یکبار آنها را ببیند!.
با نام او کز او همه هستی فراهم از او تلاش و جنبش ذرات عالم او که بهار از او خزان زرد از اوسختی کوه از او و لطف ورد از او او که بشر را از گل رنج آفریده ست وندر پی رنج عاقبت گنج آفریده ست رب شهیدان در مصاف حق و باطل کز خون آنان لاله ها روئیده در دل رب زمین و آسمان و موج و طوفانرب کویر و سبزه زار و باد و باران رب جبال و صخره ها تا قله ی قافرب خراسان و کویر تشنه ی خواف از خواف گفتم دردی اندر سینه افتاد دردی به دل از ماتمی دیرینه افتاد دردی کاگر پنهان کنم خونم بریزد گر در قلم افتد به کاغذ در ستیزد
از خواف آری خوف دارم گر بگویم آتش زند بر خرمن جان گفتگویم پاره تن است اما کویری بی نشانست این بی نشان همسایه ی افغانیانست از بی نشانان یاوری غمخوار دارد همسایگی با مردم رشتخوار دارد سوی جنوب از آن کران هم مرزقائن آن سرزمین فقر خیز‹‹میر خائن›› آنجا که بر رخ سرخی سیلی نشانند از بینوائی کودکان را می چرانند گویند از اینجا تا به بیرجند سه گدار است بعد از گدار سومی درد آشکار است هر سو روی همسایگی ها با کویر است احوال خوافی در صلابت بی نظیر است اینجا خدا مردان همه مردانه مردند با خشکسال و باد و طوفان در نبردند از زندگیشان خشم طوفان باج خورده ستخشم طبیعت هستشان تاراج برده ست گاهی اگر هم نوبهاری سر رسیده ست دست حکومت غنچه ها از پیش چیده ست اینجا حکومتها جنایت آفریدند اینجا مدرس ها به تبعید آرمیدند این سرزمین همداستان سیستان است اینجا برادر زندگانی چیستان است اینجا به جای هر گیاهی خار بسیار اینجا به جای هر شکاری مار بسیار دهها ده ویران که نامش گشته آباد گاهی نیاز آباد و گاهی قاسم آباد یاران دلم تنگ است از دیدار زوزن زردی هم آهنگ است با رخسار زوزن در خود نشان از دوره تیمور دارد از ناتوانی پیکری رنجور دارد روزی به زوزن رونقی در کار بوده ست نقش عجب در پنجه معمار بوده ست کلک هنرمندان به هر نقشی نمایان ویرانه لیک اینک بجز آن طاق و ایوان از آن خط کوفی که روی صفه برجاست پیشینه تاریخی این خطه پیداست این مرکز تعلیم دانشهای دوران اکنون فروخفته ست در دامان حرمان روزی سرای معرفت بوده ست خرگرد دانشسرای تربیت بوده ست خرگرد خرگرد داغ ظلم شاهان بر حکیمان جولانگه خونخوارگی با نام ایمان اینجا قدمگاه بسی پیر هرات است این خطه شیرین تر از شاخ نبات است اینجا نظرگاه بسی عشاق صافی شیخ احمد جامی و زین الدین خوافی اما زطوفان باید اینجا گفتگو کرد بسیار برکت ها زطوفان جستجو کرد.
سرانجام در غروب پاییـزی 23 آذرماه 1383 جان به جان آفرین تسلیم کرد و روح سراسر عشق و ایمانش به آسمان ابدیت پرواز كرد!... روحش شاد [ شنبه 23 بهمن 1395 ] [ 09:29 ] [ ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||