خواف شریف
دایره المعارف خواف شناسی 
قالب وبلاگ
لینک های مفید
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

مجتبی کاشانی متخلص به سالک

مهندس مجتبی کاشانی در سال1327 در شهرستان مشهد متولد شد .ایشان بعنوان شاعر ، محقق و نویسنده و مشاور مدیریت عمومی و صنعتی فعالیت داشته اند و.....

مجتبی کاشانی و عشق به خواف . اهل دلی که در وصف خواف شعرها سرود


مجتبی استاد دانشگاه در تهران بود ولی حضورش در تهران او را از استان خراسان غافل نکرده بود
آشنایی او با استاد دوتار زن خوافی یعنی استاد عثمان محمدپرست - محمدی دوست - که مشهور به عثمان خوافی بود پای او را به یکی از نیازمندترین شهرهای قابل توجه استان یعنی خواف باز میکند و اینجا بود که او میگوید
از خواف گفتم دردی اندر سینه افتاد دردی از ماتم دیرینه افتاد
کاشانی به روستاها و بخشهای مختلف خواف سفر میکند و به پای درد دلهای مردم مینشیند و ........

مجتبی کاشانی و وصف خواف

سری دارم در هوای دوست،دلی در گرو کویر.........

رب جبال و صخره ها تا قله ی قافرب خراسان و کویر تشنه ی خواف

از خواف آری خوف دارم گر بگویم

اما ........

قسمتی از وصیتنامه مجتبی کاشانی:............

شناخت کامل مجتبی کاشانی و اشعار او در وصف خواف در ادامه مطلب


مجتبی کاشانی متخلص به سالک

مهندس مجتبی کاشانی در سال1327 در شهرستان مشهد متولد شد .ایشان بعنوان شاعر ، محقق و نویسنده و مشاور مدیریت عمومی و صنعتی فعالیت داشته اند و از سال ۱۳۴۹فعالیت ادبی خود را در زمینه شعر و نویسندگی آغاز نمودند و صاحب امتیاز و مدیر مسئول فصلنامه یاوری بوده اند.

مجتبی کاشانی بنیانگذار « جامعه یاوری فرهنگی » است که هدف آن ایجاد مدارس و مراکز آموزشی و فرهنگی در مناطق محروم کشور است.این موسسه در زمان حیات ایشان بیش از ۲۰۰ مجتمع آموزشی ساخته است.

مقالات و شعرهای مجتبی كاشانی سرشار از حس انسان دوستی، عشق و امید است.مرحوم کاشانی از جمله افرادی بود که برای بلوغ فرهنگ مدیریت درکشورمان تلاش فراوان کرد. او علاوه بر بنیان گذاشتن « جامعه یاوری فرهنگی » در زمینه ی مدیریت منابع انسانی نیز مطالعاتی انجام داد.محتبی کاشانی پس از سالها مطالعه درباره ی مدیریت ژاپنی و تطبیق آن با آموزه های ایرانی، نظریه ای را سامان داد که از آن به عنوان «نقش دل در مدیریت» یاد می کرد وبا همین نام نیز کتابی منتشر ساخت.او در نظریه‌اش تاکید می‌کند که انسان سه مرکز یا عامل برای انجام کار دارد. جسم او، دل او و مغز او هر سه، در بوجود آمدن نتیجهٔ کار نقش دارند و از فعالیت هریک فرآورده‌ای حاصل می‌شود:
فرآوردۀ دل: انگیزه
فرآوردۀ مغز : اندیشه
فرآوردۀ جسم : کار عملیاتی و فیزیکی


مجتبی کاشانی و عشق به خواف . اهل دلی که در وصف خواف شعرها سرود


شوریده دلی که کمر همت جهت رفع آنچه در توانش باشد برای مناطق محروم بخصوص استانی که در متولد شده است یعنی خراسان بزرگ
مجتبی استاد دانشگاه در تهران بود ولی حضورش در تهران او را از استان خراسان غافل نکرده بود
آشنایی او با استاد دوتار زن خوافی یعنی استاد عثمان محمدپرست - محمدی دوست - که مشهور به عثمان خوافی بود پای او را به یکی از نیازمندترین شهرهای قابل توجه استان یعنی خواف باز میکند و اینجا بود که او میگوید
از خواف گفتم دردی اندر سینه افتاد دردی از ماتم دیرینه افتاد
کاشانی به روستاها و بخشهای مختلف خواف سفر میکند و به پای درد دلهای مردم مینشیند و غم وکمبودی های این سامان را از خود میداند
از آن رو با اندیشمندان زیادی دیدار و با همت والا و پشت کاری سترگ فرهیختگانی دردآشنا و شنوای دل غمگسار دردمندان کمیته ای تحت عنوان کمک به مناطق محروم خراسان راه اندازی میکند که بعدا این کمیته به انجمن یاوری فرهنگی در سطح ملی بدل میشود.
کاشانی با فروش ماشین لندرو ور خود برای برق رسانی به روستاهای خواجه و وراب گام اول را برمیدارد و این نعمت بزرگ را به مردم آنجا هدیه میکند.
مجتبی کاشانی کتابی تحت عنوان - از خواف تا ابیانه - که بصورت شعر در وصف خواف و احوال و آداب و رسوم این دیار میباشد به رشته تحریر در می آورد در بخشی نیز تحت عنوان دوبیتی های عثمانی در مورد استا عثمان خوافی و در بخش پایانی برای ابیانه می سراید.

مجتبی کاشانی و وصف خواف

مقدمه سفرنامه خواف

سری دارم در هوای دوست،دلی در گرو کویر،ذوقی و خامه ای در خدمت این دو، و زبانی‌‍جاری از درد و محرومیت مردم ‹‹خواف››.در جنوب خراسان،در مرز افغانستان و در شمال قاین. مشاهده ی بیمارانی که با تبی سوزان چند کیلومتر راه را در زیر آفتابی سوزان تر پیاده میرفتند تا در روستای دیگری طبیبی آنهم هفته ای یکبار آنها را ببیند!.

با نام او کز او همه هستی فراهم از او تلاش و جنبش ذرات عالم

او که بهار از او خزان زرد از اوسختی کوه از او و لطف ورد از او

او که بشر را از گل رنج آفریده ست وندر پی رنج عاقبت گنج آفریده ست

رب شهیدان در مصاف حق و باطل کز خون آنان لاله ها روئیده در دل

رب زمین و آسمان و موج و طوفانرب کویر و سبزه زار و باد و باران

رب جبال و صخره ها تا قله ی قافرب خراسان و کویر تشنه ی خواف

از خواف گفتم دردی اندر سینه افتاد دردی به دل از ماتمی دیرینه افتاد

دردی کاگر پنهان کنم خونم بریزد گر در قلم افتد به کاغذ در ستیزد

از خواف آری خوف دارم گر بگویم آتش زند بر خرمن جان گفتگویم

پاره تن است اما کویری بی نشانست این بی نشان همسایه ی افغانیانست

از بی نشانان یاوری غمخوار دارد همسایگی با مردم رشتخوار دارد

سوی جنوب از آن کران هم مرزقائن آن سرزمین فقر خیز‹‹میر خائن››

آنجا که بر رخ سرخی سیلی نشانند از بینوائی کودکان را می چرانند

گویند از اینجا تا به بیرجند سه گدار است بعد از گدار سومی درد آشکار است

هر سو روی همسایگی ها با کویر است احوال خوافی در صلابت بی نظیر است

اینجا خدا مردان همه مردانه مردند با خشکسال و باد و طوفان در نبردند

از زندگیشان خشم طوفان باج خورده ستخشم طبیعت هستشان تاراج برده ست

گاهی اگر هم نوبهاری سر رسیده ست دست حکومت غنچه ها از پیش چیده ست

اینجا حکومتها جنایت آفریدند اینجا مدرس ها به تبعید آرمیدند

این سرزمین همداستان سیستان است اینجا برادر زندگانی چیستان است

اینجا به جای هر گیاهی خار بسیار اینجا به جای هر شکاری مار بسیار

دهها ده ویران که نامش گشته آباد گاهی نیاز آباد و گاهی قاسم آباد

یاران دلم تنگ است از دیدار زوزن زردی هم آهنگ است با رخسار زوزن

در خود نشان از دوره تیمور دارد از ناتوانی پیکری رنجور دارد

روزی به زوزن رونقی در کار بوده ست نقش عجب در پنجه معمار بوده ست

کلک هنرمندان به هر نقشی نمایان ویرانه لیک اینک بجز آن طاق و ایوان

از آن خط کوفی که روی صفه برجاست پیشینه تاریخی این خطه پیداست

این مرکز تعلیم دانشهای دوران اکنون فروخفته ست در دامان حرمان

روزی سرای معرفت بوده ست خرگرد دانشسرای تربیت بوده ست خرگرد

خرگرد داغ ظلم شاهان بر حکیمان جولانگه خونخوارگی با نام ایمان

اینجا قدمگاه بسی پیر هرات است این خطه شیرین تر از شاخ نبات است

اینجا نظرگاه بسی عشاق صافی شیخ احمد جامی و زین الدین خوافی

اما زطوفان باید اینجا گفتگو کرد بسیار برکت ها زطوفان جستجو کرد.




قسمتی از وصیتنامه مجتبی کاشانی:
درود بر خداند که مرا آفرید و قلب از آفرینش یاد و عشق خود را در قلب من جای داد...
حاصل عمر من برای ملتم و برای کشورم تا این تاریخ ۲۰۰ مجتمع آموزشی است که با پول مردم و دوستانم در جامعه یاوری ساختیم.
پنج کتاب شعر که برای مردم و به عشق خداو آن ها سروده شده استو تعدادی کارخانه منظم و بهداشتی شده و هزاران کارگر و کارمند و متخصص فرهنگ یافته صنعتی است .امیدوارم از آنها پاسداری شود.


عاقبت در دام می افتیم ما
دام ما ای کاش در کوی تو باد
تیر ما هم از کمانی می رسد
آن کمان ای کاش ابروی تو باد

کتابهای مجتبی کاشانی :
به همین آسانی ، پل ، دانه باشیم نه سیب ، به آیندگان ، خویش را باور کن ،باران عشق ،روزنه

سرانجام در غروب پاییـزی 23 آذرماه 1383 جان به جان آفرین تسلیم کرد و روح سراسر عشق و ایمانش به آسمان ابدیت پرواز كرد!...

روحش شاد

[ شنبه 23 بهمن 1395
] [ 09:29 ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"خواف شریف"بزرگترین مرجع خواف شناسی شامل: ✔️ تاریخچه خواف(خواف شناسی) ✔️داستان ها ونوشته های لبزخوافی ✔️دایرة المعارف لبز خوافی ✔️آثار باستانی وابنیه خواف شریف ✔️درباره مشاهیروعلمای خواف ✔️و...
موضوعات وب
لینک های مفید
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران