خواف شناسی (18)
@Khafema
خواف دردوران صفویه3
درسال ۹۹۸ه یعنی درسومین سال جلوس شاه عباس, عبدالمومن خان ازبک به خراسان روی آورد وپس ازتصرف مشهد به حرم رضوی تاخت ومردم بسیاری رابه ضرب تیغ از پای درآورد
حاکمان شهرهای خراسان اغلب قلمرو حاکمیت خویش را رها کرده به نواحی دیگر ایران روی آوردند. وحشتی که ازعبدالمومن خان ازبک در دلها بهم رسیده بود چندان زیاد بود که:
((اکثر محال خراسان خصوصا جام و خواف و باخرز وکوسویه وغوریان وفوشنج از قزلباش خالی شده به تصرف ازبکیه قرار گرفت. محمودخان صوفی اوغلی استاجلو حاکم نیشابوربه سعی ملازمانش که خانه کوچ درنیشابور اقامت داشتند شهر راخالی کرده به بسطام آمد.
آن ولایت نیز به آسانی به دست ازبکیه درآمد.
گنجعلیخان چندگاه درخواف قلعه سلامه رانگاه داشته مردانگی ها نمود اما بالاخره چون از کمک مایوس شد از بیم آوازه مخالف آهنگ عراق سازکرد)). (1)
چنین به نظرمی رسدکه بزرگان خواف باسقوط تیموریان در مشرق ایران, نفوذ و اعتبار خود را به دربار تیموریان هند کشاندند واین معنی از این جا پیداست که ابونصرخوافی از مردم این ولایت در سال ۱۰۰۵ه.ق بعنوان سفیرجلال الدین محمداکبر پادشاه وفرمانفرمای کل ممالک هندوستان درقزوین به حضور شاه عباس کبیر می رسدو تحفه ها وهدیه های پادشاه هند را به شاه ایران تقدیم می دارد.
ابونصر به همراه ضیاءالدین پسر رفیع الدین قاضی کاشان ویادگار سلطان روملو از راه کبچ و مکران به کرمان آمده ودر قزوین بر شاه وارد می شوند.
مطمئناسفارت ابونصر از همیت ویژه ای برخورداربوده زیرا که به تصریح صاحب عالم آرا:
((حسب الفرمان قضا جریان, میدان سعادت قزوین راچراغان کرده بازارها را آزین بستند)).
ادامه دارد..........
H..................T
(1)جغرافیی تاریخی ولایت زاوه, محمد رضا خسروی, ص۱۹۴