خواف شناسی (11)
@Khafema
واقعه جیزد خواف سال 690 هجری قمری
واقعه جیزد خواف البته می رساند که جبهه ای ازمردم بومی و متوطن روستاهای خواف علیه ملوک زوزن که دارند جزء ایل مغول می شوند آراسته می شود و ظاهرا مقصود مولف جامع التواریخ آن جا که از رنود و اوباش یاد می کنده مین مقاومتهای پراکنده مردم علیه ملوک زوزن را درنظر دارد که به سرکردگی پهلوان محمد جیزدی شکل گرفته بود.
نهضت مردمی جیزدی های خواف, بار دیگر و به فاصله ای نه چندان دور از حمله غازان خان, سرکوب شد, بدین قرارکه : ((چون شهورسنه اربع وتسعین وستمایه ۶۹۴هجری قمری درآمد راوی چنین گفت که در این سال مذکور امیرنوروز برادر خود او ردای غازان و ملک فخرالدین راباپنج هزار مرد به حرب پهلوان محمدبن محمودجیزدی فرستاد و این محمد محمود مردی بود در غایت دلاوری و زور و نهایت شهامت و شجاعت وقرب هزار مردجنگی رزم آزمای در فرمان داشت.
چندنوبت امیرنوروز اورا طلب کرد در آمدن و امتثال امرا و به امروز وفردا تعطل می نمود, چون کاروبار طغیان او از حد درگذشت در غضب رفت, برادر و ملک فخرالدین رابه حرب او فرستاد و چون امیر اورادی وملک فخرالدین به خواف درآمدند, محمدبن محمود پناه به حصاربرد.
چهارماه پیوسته از جانبین حرب کردند و بسیاری خلق خواف از واسطه مرور عسکرین و حروب فریقین به قتل پیوست و ملک فخرالدین بیشتر قلاع و قصبات و بقاع و قری خواف رابه زحم تیغ مسلم و مسخر گردانید و در مواضع و مساکن اعادی و منازعان و مخالفان ملک امیرنوروز از قتل و نهب هیچ باقی نگذاشت و اکثر ولات و زعام و متمولان خواف را بکوفت وبعضی را بمصادره و طایفه ای را به شکنجه و تعذیب مجحف گردانید و چون مراجعت نمود امیرنوروز او را به اصعاف ماضی بنواخت و حکومت شهر هرات را بدو مفوض کرد.)) (1)
ملک فخرالدین و دیگرملوک هرات به این نوع کمکها ازجانب قدرتهای مغولی مستظهر بودند که در طول سلطنت خود برهرات, ولایت خواف را هم به ضمیمه دیگرشهرهای این حوزه اداره می کردند زیرا قتل و غارت مردم همین محل ازجمله سنگهایی بودکه بنای سلطنت آل کرت بر آن استوار می شد!
ادامه دارد..........
H..................T
(1)جغرافیای تاریخی ولایت زاوه, محمد رضا خسروی, ص۱۸۰