خواف شناسی (10)
@Khafema
مغولان درخواف
در طول حملات پیاپی وبرق آسا و فراگیر مغول این ولایت در زیر سم ستوران آنان قرار داشت و یا با حضور آنان, ستارگان بخت ملوک زوزن آن قدرکم فروغ شد که جزنامی وحاکمیتی ازقبل دیگران نداشتند هرکه بود و هرچه بود, در قلمرو تسلط بی چون و چرای چنگیزیان قرارداشت.
در یورش هلاکونوه چنگیز, او در طریق حرکت به طوس و تسخیر دوباره خراسان درسال ۶۵۴ه به خواف رسید و درآنجا به علت کسالتی که بر وجودش عارض شده بود مدت زیادی مقام کرد.
ظاهرا پس از عبورهلاکو وبالاگرفتن اقبال ملوک کرت(۶۸۳-۷۸۳) در هرات, و استقلالی که در سلطنت برحوزه پهناور هرات کسب کردند ولایت خواف جزء اقمارهرات و بوسیله حکام آنان اداره می شد و اگر اکابر و امیران خوافی هم حکومتی بر منطقه داشتند از قبل آل کرت بود اما در کشاکش بین غازان خان (متوفی ۷۰۳)پسر ارغون خان مغول وامیرنوروز پسر ارغون آقا (مقتول ۶۹۶) وسلاطین آل کرت وملوک نیمروز, دست بدست می گشت. (1)
درسال ۶۹۱هجری و در عهدی که غازان خان از قبل گیخاتو (متوفی ۶۹۴) ولایت خراسان را داشت ((درجیزد از قصبات ولایت خواف جماعتی رنود و اوباش اتفاق کرده بودند. و پسران ملوک زوزن را با گروهی از اکابر آن جا به قتل آورده شهزاده غازان امیرمولای و امیرسوقای رابه دفع و قهر و قمع ایشان نامزد فرمود, چون نزدیک شدند شاه علی پسرملک سیستان (مقتول۷۳۰) از قهستان به هوس خواف آمده بود وآن قلعه را حصاری داد, امرا ناگاه بر سر وی دوانیدند و لشکر او را در میان گرفته اکثربه قتل آوردند واموال وچهارپایان ایشان راغارت کردند.
شاه علی خود را به هزار حیلت بیرون انداخت و بگریخت و بعد از آن امرا آن قلعه را ایل کردند و فضولان و فتانان رابکشتند و رعایا را استمالت دادند و مراجعت کردند)). (2)
ادامه دارد..........
H..................T
(1) جغرافیای تاریخی ولایت زاوه, محمد رضا خسروی, ص ۱۷۹ ۱۷۷
(2)جامع التواریخ , رشید الدین فضل الله , ج۲ص ۶۸۴