به نام خواف و خوافی ها
آفرین بر شهر خواف، خوش به حال خوافی
در خراسان کی شود پیدا مثال خوافی؟
خنده بر لب مینشیند، قلبْ شادان میشود
هر که با چشمان دل بیند جمال خوافی
خوافی در زندگانی گول ظاهر را نخورْد
نیست لغزش در رَوَند و اعتدال خوافی
نیک را نیکی دهد پاداش و با هر بد، بد است
همچنان آئینه باشد انفعال خوافی
در صفا و دوستی اخلاص دارد بی دریغ
پستی و زشتی نگنجد در خیال خوافی
اعتبار خوافی ها در تجارت محکم است
رو به بازار و ببین جاه و جلال خوافی
با بصیرت گر بجویی سیر هر دارالعلوم
هست آثاری در آنجا از رجال خوافی
خاندانش، مرد و زن، با آبرو و عزتند
شاد باد آن زن که میباشد عیال خوافی
هرکه از ما بد بگوید بیسواد و جاهل است
کز تجاهل او نمیبیند کمال خوافی
رو بگو شیاد را، چشم طمع از ما بدار
در گلویش گیر خواهد کرد، مال خوافی
هر کسی با ما رفاقت مینماید، «مهدیار»
میشناسد آن زمان حُسن خصال خوافی
