خواف شناسی (7)
@Khafema
حمله مغولان
در جریان کشتار سراسری مغول وفتح خراسان به دست چنگیزیان که از سال ۶۱۷ه آغاز می شود از ولایت خواف نامی برده نمی شود و اگر هم دروقایع حمله مغول اشاره ای به این سامان می رود کلی و دون ذکر حادثه ای خاص است
ازجمله وصاف می نویسد که از چهار شهر خراسان بلخ را چنگیزخان به نفس خود خراب کرد و مرو وهرات و نیشابور به دست تولی خان ویران شد و به طوس وجاجرم وجوین وبیهق و خواف و سرخس لشکر فرستادند وبنیاد وجود همه را نیست کردند .
اما طبیعی است که در طول وحشی گریهای قوم مغول و در هنگامی که شهر هرات قتل عام می شود و تنها ۱۵نفر از جمعیت عظیم آن زنده می مانند و در بحبوبه ای که شهر نیشابور را از روی زمین محو می کنند و در عرصه شهر جو می کارند و درکار زاری که در دیار زاوه دیاری باقی نمی گذارند پیداست که زوزن و خواف وشهرهای تابع آن نمی توانند وضعی آسانتر از هرات و نیشابور و زاوه داشته باشند.
اماقرینه ای که لااقل به مصون ماندن منطقه زوزن ازتعرض مغول گواهی می دهد این است که زوزنیها سلطان جلال الدین را در ضد حمله ای که علیه مغولها داشت به شهرراه ندادند ومغولها هرچند شرور و خونخوار و پیمان شکن بودند, بایدبه حکم سیاست پاس این عکس العمل راداشته باشند بخصوص که می بینیم روی همین مساله دوری ونزدیکی به جلال الدین ازخودشان تعصب خاصی نشان داده اند و مثلا درشهرهایی که به اهالی بخت برگشته آنها امان داده می شود, هواداران جلال الدین را جدا می کنند و گردن می زنند و به آن دیگریها کاری ندارند. (1)
ادامه دارد..........
H..................T
(1) جغرافیای تاریخی ولایت زاوه – ص ۱۷۵-۱۷۶