خواف شناسی (14)
@Khafema
به نظر می رسدکه خواف ازنخستین روزهای ظهورش در عرصه جغرافیای خراسان و زوزن – اگرچه تاریخی دارد پیوسته با دنیای باستانی ایران- اما ازهمان قرون اولیه اسلامی که حرکتها و نهضتهای سیاسی- مذهبی ایرانیان شروع می شود, در تاریخ ایران و در نقشه جغرافیایی زمان, بعنوان مراکزی بسیار مهم مطمح نظرقرارمی گیرند.
این دوشهر- خواف و زوزن- درهیات یک ولایت متحد همواره طریق اوج را می پیمایند.آخرین کانونهای زنده زردشتی گری هستند, پیغمبری از تبارمجوس در آن ولایت ظهور می کند.
سپس اسلام چتر فرهنگی وسیع خود را به پهندشت زوزن می گشاید و علما و فقها و شعرایی که اغلب به زبان عربی آثار خود را می نویسند در اقطار ولایات خواف وزوزن نامبردارمی شوند و بعد در زمینه ای این چنین مساعد نظامیه معروف زمان درآن جا گشایش می یابد.
وزرا و صدور, سپهسالاران, فرماندهان, مشاوران ومشرفان خوافی و زوزنی به همه دربارهای آن عصر از اسماعیلیان گرفته تا غزنویان و سلجوقیان و خوارزمشاهیان ومغولان راه می یابند و نبض اداره کشور را در کف با کفایت خود می گیرند و از زمانی که در دولت محمودیان, اقتدار رجال خوافی مخالفانشان را وا می دارد که چونان شاخ بنفشه سر بر زانوی غم بگذارند تا آخرین سالهای قرن نهم که گردونه تاریخ مسئولیت ایام فترت تیموری را به عهده روستای خواف می سپارد.
نام ولایت خواف درطول پانصدسال تمام برسر زبانهاست. از آن سوی فرزندانی از خواف بیش از نیم قرن سلطنت بر اقالیم مرکزی ایران را قبضه می کنند و پس از این که طومار بسیاری از حکومتهای دست نشانده را در گوشه و کنار ایران درهم می پیچند, بعنوان نامی ماندگار به دیوان حافظ شیراز راه می یابند. (1)
ادامه دارد..........
H..................T
(1)جغرافیی تاریخی ولایت زاوه, محمد رضا خسروی, ص۱۹۰-۱۹۱ ۱۱۷