اسماعیلیان در خواف (1)
@Khafema
در برخی از منابع تاریخی ذکر شده که حسن صباح پیشوای فرقهی اسماعیلی در مسیر راه خود به خواف وارد شد و احساس کرد مردم منطقهی خواف دارای فراست و کیاست خاصی هستند چون به دختری رسید ،
گفت کو درختان شما ؟
دختر گفت : مردان ما درختان ما هستند .
✔️ در محل دیگری به کودکی رسید و گفت : من چهار آقچه دارم ( واحد پول آن زمان ) می خواهم چیزی بخرم که هم چاشت من شود و هم بقیه را بفروشم طوری که چهار آقچه من باقی باشد .
⁉️نظر تو چیست ؟ چه کالایی را بخرم ؟
کودک گفت : شکنبه بخر و بار آن را بخور.
بقیه را به چهار آقچه بفروش که هم چاشت تو شود و هم پول تو بدست آید
حسن صباح چون این دو جواب را شنید ، دانست که مردم منطقه دارای فکری بلند هستند و نمی تواند برمنطقه مسلّط شود .
لذا به قهستان رفت و بعد از به قدرت رسیدن در آن جا به خواف برگشت و قلعه اران ( قلعه دختر کنونی ، چشمه قلعه ) و قله بزه واقع در کوه خیرآباد را تصرف کرد که سال های زیادی در اختیار اسماعیلیان بود .